خرید بک لینک
هیچ وقت فکر نمی کردم زندگی م به این نقطه برسه به نقطه ای گرفتن مراسم عروسی و جهیزیه براشون امکان ناپذیر باشه نفرت انگیز ان هر دو شون چطور دلشون میاد بچه هاشون روی وسایل کهنه ی اونا زندگی کنن خدایا دلم از این آدما خونه فقط بهم کمک کن اون چیزی بشم که میخوام تا فراموش کنم همه ی این اتفاقات تلخ رو ولی من خودم رو می شناسم روزی می رسهدخدا همین بلا رو سرشون میاره نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعت 12:45 توسط A future dermatologist|

برچسب: نویسنده: حدیث مهدوی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:21

صفحه بندی